الملا فتح الله الكاشاني
166
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خطاب به پيغمبر ( ص ) مىكند و ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) باهل روزگار خود كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان * ( إِنَّما أَنَا لَكُمْ ) * جز اين نيست كه من شما را * ( نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * بيم كنندهام هويدا يعنى روشن كننده آن چه شما را بدان انذار ميكنم اقتصار بر انذار با عموم خطاب و ذكر اهل ايمان و كفار بعد از آن جهت آنست كه صدر كلام و مساق آن براى كافرانست و غرض از ذكر مؤمنان و ثواب ايشان زيادتى غيظ كافرانست و لهذا اول آن را مقدم داشت و فرمود كه * ( فَالَّذِينَ آمَنُوا ) * پس آنان كه گرويدند به خدا و رسول او * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كارهاى شايسته از انواع طاعات * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ) * مر ايشانراست آمرزش از گناهان گذشته * ( وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ) * و روزى بزرگوار و نيكو مراد نعيم جنت است چه اكرم نعم در اكرم داراست و تنوين مغفرة و رزق تنوين تعظيم و تكثير است يعنى مغفرة بسيار و رزق بيشمار و كريم از هر نوع آن چيزيست كه جامع فضايل آن باشد و نزد بعضى مراد برزق كريم روزيى است كه بىتعب و رنج و منت باشد خواه در دنيا و خواه در آخرت * ( وَالَّذِينَ سَعَوْا ) * و آنان كه شتافتند از روى مجادله و بذل جهد نمودند * ( فِي آياتِنا ) * در امر آيتهاى ما برد و ابطال يعنى سعى كردند كه آيات قرآنى را باطل كنند و به جهت آن زبان طعن گشوده نسبت سحر و شعر و كهانة و اساطير اولين به آن دادند * ( مُعاجِزِينَ ) * در حالتى كه پيشى گيرندگانند بر ما باعجاز يعنى زعم ايشان آنست كه به جهت كيد و مكرى كه در باب اسلام دارند از ما درگذرند و بر ما غالب شوند در عاجز گردانيدن و به جهت اين عذاب ما از ايشان فوت شود و كيدى و مكرى كه در باب ابطال اسلام دارند تمام شود * ( أُولئِكَ ) * آن گروه ساعيان * ( أَصْحابُ الْجَحِيمِ ) * ملازمان دركه جحيماند كه از دركات اسفل دوزخست و آتش آن افروخته تر و يا مراد جنس نار موقده است و در كشاف آورده كه ( سعيت فى امر فلان اذا افسده او اصلحه بسعيه و عاجزه سابقه لان كل واحد منهما فى طلب اعجاز الامر عن اللحاق به فاذا سبقه قيل اعجزه و عجزه ) خلاصهء معنى آنست كه كفار در مجادله با خدا و سعى در باب ابطال آيات قرآنى مانند كسانىاند كه معارضه كنند با شخصى تا وى را عاجز گردانند و بر او غالب آيند آوردهاند كه چون سورهء و النجم نازل شد سيد عالم ( ص ) آن را در مسجد الحرام در مجمع قريش ميخواند و در ميان ايتها توقف ميفرمود تا مردم تلقى نموده ياد گيرند پس بطريق مذكوره بعد از تلاوت آيهء أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى توقف نمود شيطان در آن ميان مجال يافته به گوش مشركان رسانيد كه تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترجى يعنى اين بتان بزرگان